شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از سبد روییده‌اند

از سبد روییده‌اند 
دوشیزگانی که شاخه‌ی نور را بر کجاوه می‌برند 
دروازه گشوده می‌شود در زمین 
و تاریکای مرصع 
بیدار خواهد شد 
از بویی تند 

پروژکتورها به رفتار مورب فرود می‌آیند 
چنان‌که دو راکت پرخاشگر 
بر توپ درخشان تنیس 
نامی‌ است که در گرماگرم چرخش 
طلسم بلور را در آب حل می‌کند 

دوشیزگان از شکراب برگشته‌اند 
با بقچه‌ای شرم 
در بغل. 
 

فرهاد زارع‌کوهی

شعرها

این روزها،

این روزها،

ابراهیم کارگرنژاد

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه

زخم در میان چاقوها

زخم در میان چاقوها

امیررضا وکیلی