شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کوهی بنساله بودی

کوهی بنساله بودی 
آن‌سو به پشتک‌چارکش خیزابه‌ها 
این‌سو به جاده‌های خوابیده 
که برپا می‌شدند در تو 
همچون کفچه‌مارانی از سبدهای دامنه 
و هر یک به نوایی از نی کریشنا 

اکنون پس از سالیان بلند 
گویی به خود برمی‌خورند 
صداهای چفته و بافته 
در بازتاب از تو 
به گوشم می‌خورند 
گام که برمی‌دارم. 
 

فرهاد زارع‌کوهی

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی