شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کوهی بنساله بودی

کوهی بنساله بودی 
آن‌سو به پشتک‌چارکش خیزابه‌ها 
این‌سو به جاده‌های خوابیده 
که برپا می‌شدند در تو 
همچون کفچه‌مارانی از سبدهای دامنه 
و هر یک به نوایی از نی کریشنا 

اکنون پس از سالیان بلند 
گویی به خود برمی‌خورند 
صداهای چفته و بافته 
در بازتاب از تو 
به گوشم می‌خورند 
گام که برمی‌دارم. 
 

فرهاد زارع‌کوهی

تک نگاری

شعرها

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو

سه شعر از علی بیکی

سه شعر از علی بیکی

علی بیکی