شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سال‌هاست

سال‌هاست و تازه نیست این
که دیوارهایی را
مثل لباس‌های کهنه
زیر و رو می‌کنیم و می‌پوشیم
و گاه در یک نهایت
دست می‌بریم در رنگ‌های مرده‌اش
که کم هم نیست
باز برمی‌گردیم به حرف‌های موزونی
که امروزی هم هست و هم نیست
اگر از جسارت‌های بیدارشده
فقط جملاتی به یادگار بماند
انگار که اولیت روز زمین را تجربه می‌کنیم
بعد
دیوانه‌خانه‌ای سرشار از همه‌چیز
باز هم مگر که زندگی.
 

هرمز علیپور

تک نگاری

شعرها

زخم در میان چاقوها

زخم در میان چاقوها

امیررضا وکیلی

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

علی اکبر جعفرزاده

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو