شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سرخیِ چشمِ دختری زیبا ، توی چشمانِ تو  نگاهی کرد:
با منِ سابقت ، چه میکردی؟ با خودت، بعدها ، چه خواهی کرد؟
سوتِ آخر ، شروع بازی بود ، در چمنْ دست و پا زدی ، مُردی
پای گیرنده‌ات چنان پیچید ، که زمین از تو عذرخواهی کرد
لنگ‌لنگان به رختکن برگشت ، پای بی‌مصرفِ ورم کرده
ساکِ اندوه توی دستت بود ، دکترت زخم را گواهی کرد...
شبْ دوباره به کوچه‌ها آمد ، خسته و خاکی و غم‌آلوده
مردِ بازنده از خودش رَد شد ، دستْ در گردنِ سیاهی کرد
پنجره ، باد را تکان دادُ ،  ماه در حوضِ کوچکی لرزید
مردِ در رادیو ، کمی خم شد ، یادی از جعفرِ پناهی کرد
زن نشست و دو سیبِ کوچک را ، توی خوابِ ستاره‌ها انداخت
دستْ در  چشمِ آسمان بردُ ، صورتش را دوباره ماهی کرد

قادر متاجی

شعرها

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

فریاد ناصری

اعتراف می‌کنم 

اعتراف می‌کنم 

مظاهر شهامت

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

فرزانه قوامی

ویدئو

دلم به بوی تو آغشته است

دلم به بوی تو آغشته است

محمد شمس لنگرودی

پاییر پدرسالار

پاییر پدرسالار

مهدی صمدانی