شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

( دوید توی ِ خیابان .... دوید.... پا/ش گرفت
کِشیده شد به زمین ، صورتش خَراش گرفت
رسید ، دست به موها/ش بُردو  پیچیدو.... )
بُرِس کشید ، نشست و سپس حَنا/ش گرفت
به چشم‌های ِ تو در عکس ِ تازه‌ات خندید
- دو سبز ِ سوخته ، که سُرخی ِ فِلاش گرفت -
:”سلام ! پشت ِ همین گریه‌های ِ پنهونِت
پلیس ، دخترِتو   توی ِ اِغتشاش گرفت.”
هوای ِ خانه ، پر از خاک ِ کوچه شد ، گِل شد
تمام ِ پنجره را آسمانخراش گرفت
دوید توی ِ خیابان ، زنی که هِجده سال
تمام ِ کودکی‌ات را ، به شانِه‌ها/ش گرفت
گذشت با هیجان ، از کنار مردی که
خَزید توی ِ صَف و ، تِکّه‌ای لَواش گرفت

قادر متاجی

تک نگاری

شعرها

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

مهدی فرجی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی