شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من زنی که گریزپایی را

...

من
زنی که گریزپایی را
بیش‌تر از قرار می‌دانست
اضطرارِ گریزگاهش را
پله‌های فرار می‌دانست

باتلاقِ خطای انسانی
شریان‌های در مسیرم را
نفت پاشید و بعد از آن سوزاند
ماهیِ مرکزِ کویرم را

طعمِ آوازِ شاه‌زیدی را
جامِ مدهوشی‌ات به کامم ریخت
شد زمین مست و زنده‌رود آمد
آبِ شیرین به خشکِ جامَم ریخت

مست شد باغ و باغبان خود را
روی تل انار پیدا کرد
قلبِ تالابِ گاوخونی را
سرخ از لاله‌زار پیدا کرد

تو که دستَت به زندگی‌بخشی‌ست
این جهان بی تو سرپناهم نیست
آبگیرت سرِ قرار من است
اضطرارِ گریزگاهم نیست
 

الهام صداقتی

تک نگاری

شعرها

دوایین نامه

دوایین نامه

اسماعیل عظمی

 خواب تمام نمی‌شود

خواب تمام نمی‌شود

مهدی اکبری فر

خوش آمدی به جهانم به این پری‌خانه

خوش آمدی به جهانم به این پری‌خانه

سیده تکتم حسینی

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

مهدی مهدوی