شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و روزگارِ سکته و سنگ 

آن‌که می‌رباید 
به ماجرایِ دَمی
از این آتش

سنگ و مویه‌هایِ دلتنگی 
و افتادنِ هوا
بر شمایلِ محض
که روزگار 
صبرِ پریشانِ آهو بود 

پیشانی‌ام در هراسِ این‌بودن
تا سکوت و حنجره‌ام
آواره‌ی آرواره‌هایِ جهان

بازو که به باد می‌دهد 
از دَمِ تیغ

در حوالیِ آفتاب
سال‌هاست نفس‌نفس می‌زنم 
و حافظه‌ای که 
                     دائم پیر می‌شود 
 

ابوالقاسم مؤمنی

شعرها

جمهوری

جمهوری

لیلا ساتر

گل مشکیجه

گل مشکیجه

مجتبی دهقان

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان