شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و روزگارِ سکته و سنگ 

آن‌که می‌رباید 
به ماجرایِ دَمی
از این آتش

سنگ و مویه‌هایِ دلتنگی 
و افتادنِ هوا
بر شمایلِ محض
که روزگار 
صبرِ پریشانِ آهو بود 

پیشانی‌ام در هراسِ این‌بودن
تا سکوت و حنجره‌ام
آواره‌ی آرواره‌هایِ جهان

بازو که به باد می‌دهد 
از دَمِ تیغ

در حوالیِ آفتاب
سال‌هاست نفس‌نفس می‌زنم 
و حافظه‌ای که 
                     دائم پیر می‌شود 
 

ابوالقاسم مؤمنی

شعرها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

برمانم ازین چریدنِ امن

برمانم ازین چریدنِ امن

راضیه بهرامی‌خشنود

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم  هستند

پروین نگهداری