شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زمین

زمین
به فاجعه‌ای مبدل شده است
و به طرز وحشت‌آوری
در خود فرو‌می‌ریزد
من اما
هنوز
از انگشت‌هایم عشق می‌ریزد
گاهی به سنگ شدن‌ فکر می‌کنم
و گاهی هم
از سنگ‌های زمین سنگری می ‌سازم
برای روزهایی
که خامه بر کاغذ می‌نشیند
و می‌خواهد جلای وطن کند
چیزی در من است
که نمی‌گذارد
کوه‌ها از هم بپاشد
آب‌ها را به هم وصل می‌کند
و به خدا شوق خداوندی می‌بخشد
هر صبح
آفتاب از پشت موهایم طلوع می‌کند
و هر غروب
تمام شهر
به قلب من پناه می‌آورد
با این همه
این‌بار که به دنیا بیایم
می‌خواهم
نامه‌ای باشم
که پرده از خیانتی بزرگ برمی‌دارد

هانا سیفی

تک نگاری

شعرها

گل مشکیجه

گل مشکیجه

مجتبی دهقان

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

مهدی مهدوی

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان