شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رنگ‌و‌رویت چه شد؟

رنگ‌و‌رویت چه شد؟ ‌ای جنگل مفقود‌شده
آن‌همه شاخه چرا خشک‌شده، دود‌شده
پرده‌ی زندگی از روی تو برداشته‌اند
مرگ از لای درختانِ تو مشهودشده
یک نفر در سرِ خود بذر کویر افشانده‌ست
ریخت در پای تو این خاک نمک‌سود‌شده
آتشی هست که با دستِ تو روشن گشته‌ست
تو برای خودت این مرتبه نمرودشده
هر چه موسیقیِ دیروز تو را می‌بینم
به کلاغی که کمی پرزده محدودشده
برگ‌های به زمین ریخته هی می‌گویند
به کجا می‌روی ای راه تو مسدودشده
نفسم تنگ شد از دودِ دلِ هیزم‌ها
رفتم ای جنگلِ از دلهره نابودشده

بابک دولتی

تک نگاری

میبینمت حسین !

میبینمت حسین !

سید علی صالحی

بر بام گردباد

بر بام گردباد

مهدی خطیبی

شعرها

در باغ

در باغ

شاپور جورکش

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر