شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حتی باز نمی‌شود با دندان

تا حتی
حتی باز نمی‌شود با دندان
پیش و نیش فرسوده‌ست 
گره که می‌خورَد این کورمار 
     در مهره‌هاش
          کلافِ عاطلی‌ست
(با دو سر و با هزار سودا در هر سر
و پنبه
     هر چه که رشته در ظلمت) 
چشمانِ تیز می‌خواست
     چون کبرای راست ایستاده
خیره به چشم‌های مارافسار
یا عینکی که کاه را کاه بیند و
به گاه
     تمیز دهد 
          یونجه‌زار را از جوزار 
با گرهِ کور
     به تاریک افتاده
و ذوالفقارِ زبانش 
     لرزان است 
الکن‌و
ترسان
از دندانِ پیشِ موش‌های حتی کور 
و خاموش
     از حتی
          تا حتی!
 

محمد آشور

شعرها

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

نسیان

نسیان

مهرداد کمالی دهقان

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

نسرین بشردوست

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر