شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حتی باز نمی‌شود با دندان

تا حتی
حتی باز نمی‌شود با دندان
پیش و نیش فرسوده‌ست 
گره که می‌خورَد این کورمار 
     در مهره‌هاش
          کلافِ عاطلی‌ست
(با دو سر و با هزار سودا در هر سر
و پنبه
     هر چه که رشته در ظلمت) 
چشمانِ تیز می‌خواست
     چون کبرای راست ایستاده
خیره به چشم‌های مارافسار
یا عینکی که کاه را کاه بیند و
به گاه
     تمیز دهد 
          یونجه‌زار را از جوزار 
با گرهِ کور
     به تاریک افتاده
و ذوالفقارِ زبانش 
     لرزان است 
الکن‌و
ترسان
از دندانِ پیشِ موش‌های حتی کور 
و خاموش
     از حتی
          تا حتی!
 

محمد آشور

شعرها

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

فرزین پارسی‌کیا

من خوبم 

من خوبم 

فرخنده حاجی زاده