شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شبیه ماهی اگر از دهانم بیرون بپری 

شبیه ماهی اگر از دهانم بیرون بپری 
عجیب نیست!
که من تمام اقیانوس‌های جهان را آشامیده‌ام 
و هنوز عطش دریا دارم 
دهانم مزه‌ی مرده‌ای دارد 
که در گلوی‌ام ویران گشته 

حالا که از دهلیزهای قلبم گذشته‌ای 
آرامش سبزی خیابان را گرفته 
و بوی دریا...
ماهی‌ها...
درخت‌ها به خیابان ریخته‌اند
تو در پشت ابرها
رؤیا اگر این‌گونه باشد 
درخت می‌شوی 
پرنده می‌سرایی

ابرها پنهان نمی‌کنند 
ستاره‌ای از آسمان پریده 
و صدای گنجشک‌ها...
درخت‌ها...
خیابان...
دریا...
ماهی‌ها... 

سایه درختیان

تک نگاری

شعرها

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

دست نگه دارید‌!

دست نگه دارید‌!

فرخنده حاجی زاده

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

فرزانه میرزاخانی