شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زن‌های زیادی زیر چرخ‌های حوادث روزنامه‌های صبح را خواب می‌بیند

زن‌های زیادی زیر چرخ‌های حوادث روزنامه‌های صبح را خواب می‌بیند
مثل مادرم
که نشسته در این سطر
زمستان را سرفه می‌کند
شانه به دردهای دخترش می‌زند
دختری که در سطر بعد زیر آوار...
دیوار 
زیر گریه
و صفحه پایین‌تر
زنی که تکیه داده به ستون نیازمندی‌هاش
این خواب اگر کمی عمیق‌تر فرو برود
به استخوان می‌رسد
درگوری که تنها آشپزخانه را با خود برده عمیق‌تر
تا فیها خالدون خیابانی که زن‌ها را سرَک می‌کشد
تا چشم‌های هیز نتراشیده‌ی زمان
و عشق
چقدر تنها نشسته در این سطر دارد بالا می‌آورد

دهانی که بوسه‌اش را تف می‌کند
کسی بیاید این شعر را بیدار کند
این‌همه آشفتگی را
می‌ترسم
در روزنامه‌های صبح
شاعری زیر چرخ‌های حوادث
کنار زنی که خیال می‌کرد
مرده باشد
 

بهراد باغبانی نیک

تک نگاری

شعرها

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

لیلا ساتر

شانم داوەتە بەر خۆر و

شانم داوەتە بەر خۆر و

میلاد امان الهی