شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از فاجعه شب

از فاجعه شب به صد زبان می‌گوید
دارست که از شانه‌ی شب می‌روید
مرگ است وَزان...
ستاره از ترس نهان...
شب،  چهره‌ی ماه را به خون می‌شوید
 

ایرج زبردست

شعرها

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن