شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به سَرحَد

به سَرحَد
تنِ منتظر گرم است
حتی
زبانی دیگر
در کام
باید بچرخد
تا آسمان
به رنگِ چشم قوچ بر دیوار
ایستاده نباشد
ای که چشمِ بَراق
با دست‌هایِ کشیده‌ی سیاه
دراز کرده‌ای
هر قلب
بچه بره‌ای‌ست
امیدوار و پُر مِیل
به سینه.

_ علفِ سَرحَد
به گرمی سایه و به سوز آتش.
 

بهنود بهادری

شعرها

بمب

بمب

بکتاش آبتین

گم کرده بودم

گم کرده بودم

مریم فرجی

 ساکن یک جهان آواره

ساکن یک جهان آواره

فاطمه شمس

دوایین نامه

دوایین نامه

اسماعیل عظمی