شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به سَرحَد

به سَرحَد
تنِ منتظر گرم است
حتی
زبانی دیگر
در کام
باید بچرخد
تا آسمان
به رنگِ چشم قوچ بر دیوار
ایستاده نباشد
ای که چشمِ بَراق
با دست‌هایِ کشیده‌ی سیاه
دراز کرده‌ای
هر قلب
بچه بره‌ای‌ست
امیدوار و پُر مِیل
به سینه.

_ علفِ سَرحَد
به گرمی سایه و به سوز آتش.
 

بهنود بهادری

شعرها

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

لیلا ساتر

ویدئو