شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

میدان

پس از عبور از تنگنای صدای خروس
 پس از عبور از حواس‌پرتی میرزا داوود وقتی که لاری‌هایش‌آنفولانزا می‌گیرند
پس از عبور از میدانی که رشتی‌ها
 لنگرودی‌ها 
و قزوینی‌ها جمعند در آستانه
در میدانی وسط حیاط خانه‌ی  میرزا یا در ته باغش
لاری‌ها منتظرند با پاشنه‌های شیشه کشیده/ بلند و تیز/ از لای ساک‌های خویش/ گردن کشیده و ایستاده به پلیس می‌نگرند...
میرزا چانه می‌زند/ دکتر چانه می‌زند/ حسن ریش چانه می‌زند/ پالیزبان چانه می‌زند/ جواد چانه می‌زند...
همه می‌خندند/ همه می‌خروشند/ همه فریاد 
همه خشم
خروس‌ها پاشنه می‌زنند
تاج در زخمی
خار در تنی
پَر در منقاری دیگر
خفه، خفه‌خون در سینه‌های خروس*
حالا ما می‌مانیم و حیاط و جنگ و عرق و خونی که از سر و روی خروس‌ها پاک می‌شوند
خونی که لیز می‌خورد بر زمین/ بی پلیس
همه می‌روند و میرزا می‌ماند و تنفس دهان به دهان/ نفس می‌دهد خروسش را 
 دهان به دهان                                                       
خروس خفه‌شده‌اش در خون...!
 

رضا ترنیان

تک نگاری

شعرها

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

مجید عزیزی

به قلم

به قلم

نگین فرهود

می‌توانی باشی

می‌توانی باشی

محمود بهرامی

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

شاپور جورکش