شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چاردیواری شعر

آنقدر بارید 
که دیگر می‌توانست ابر باشد
قلبش را به من سپرد
یخچال‌های سیبری را
و گونه‌هایش را 
از تاریکی کمد بیرون نیاورد
با هر زبانی که می‌رقصید
دوستش داشتم
زرافه‌ا‌ی بودم غمگین 
در چاردیواری شعر
به رقص، دعوتم می‌کرد.

محمدرضا  براری

تک نگاری

میبینمت حسین !

میبینمت حسین !

سید علی صالحی

شعرها

تبانی

تبانی

رویا الفتی

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من

فرزین منصوری

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

بی‌وزنی

بی‌وزنی

عنایت سمیعی