شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هم‌کلامی با بوته‌های چای 

هم‌کلامی
با بوته‌های چای 
و باران
در خیابان راز گرفته
اسمی ‌از تو را
شمعدانی سرخ می‌کند
نشسته 
بر دیوارهای بلند
در کوچه‌های دراز و نمور
که آواز قورباغه‌های شهر را
پنهان کرده
برای همه‌ی صداهای خفته
از رفیقانی دیر و دور...
می‌دانی!
هنوز... هنوز 
پیراهن‌هایی نم‌گرفته
با اشکِ شور مادرانی خسته
مانده است در صندوقچه‌ها

رضا عابد