شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بر این کویر تشنه، نم‌نم شعر باران گفت 

بر این کویر تشنه، نم‌نم شعر باران گفت 
آتش شد و هر بوسه‌اش را سرخ و سوزان گفت 
نجوای او پیچید در من، پیکرم گل داد
در گوش من افسانه‌هایی از خدایان گفت 
من گم شدم در قوس بی‌پایان آغوشش 
انگار از اقیانوس نامحدود کیهان گفت 
انگار از تقطیر تن، در هرم دستانش 
از التهاب عشق، از بی‌تابی جان گفت 
انگار وقتی من غباری ناگهان بودم 
از روزهای بعد از این، از خشم طوفان گفت 
تا گفت: «لیلا!» نبض شهری نامرتب شد 
نام مرا در گوش هشیاران و مستان گفت
من خاک بودم، قطره‌ی اشکی به من جان داد
من خاک بودم نام من را عشق، انسان گفت
 

لیلا معصومی

تک نگاری

جنینِ گمشده

جنینِ گمشده

صابر محمدی

پادشاه غزل معاصر

پادشاه غزل معاصر

هادی خوانساری

شعرها

جای امن

جای امن

واهه آرمن

گُرگاس

گُرگاس

شقایق شاهرودی‌زاده

شانم داوەتە بەر خۆر و

شانم داوەتە بەر خۆر و

میلاد امان الهی

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری