شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در ۳۵۰ روز انفرادی فصل‌ها گم می‌شوند

در ۳۵۰ روز انفرادی فصل‌ها گم می‌شوند
این یک شعر نیست
گلوله‌ای‌ست که در قلب شاعر از  بال‌های کبوتری بیرون آوردند
و پیش از آن‌که صدای افتادنش 
در ظرف اتاق عمل شنیده شود
  پرکشید.
پرکشید
و روی ریشه‌های درختی در زیر زمین نشست

بعدها نوشتم:
سلام
این‌جا ابتدای پاییز است
و قلبم زیستگاه پرندگانی‌ست که از قلب تو پرواز
 کرده‌اند
 

حامد بشارتی

تک نگاری

بر بام گردباد

بر بام گردباد

مهدی خطیبی

شاعر، زندان و شعر ...

شاعر، زندان و شعر ...

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

از گل های نبوییده

از گل های نبوییده

نصرت‌الله مسعودی

تبانی

تبانی

رویا الفتی