شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

از مقابل آینه دور شد
که تکه‌های شکسته‌اش هنوز می‌ریخت...

 


سال‌ها لای علف‌های هرز
کنار این صخره‌ی سیاه

 


و در ابتدا دیدم
شب سنگی فرو می‌افتد
بر...

 

سنگ‌ها را از کف رودخانه آورده بودند
خزه‌های بیرونشان گواه...

و شاید نخست 
تنها رؤیا بود
که از زیرِ سنگی جوشید
و اکنون ما 

می‌چرخم
میله‌ها یک‌‌به‌یک از مقابلم رژه می‌‌روند

هیچ‌وقت دست به جام نزد
ردیف آوازها را نشنید
شعری از ریلکه نخواند
بی...

اگر سرت را خم کنی
بر دریای کلماتی که هیچ گاه بر زبان نخواهی آورد
پایین‌ات...


سنگ‌ها را از کف رودخانه آورده بودند
خزه‌های بیرون‌شان گواه...

و شاید نخست
تنها رویا بود
که از زیر سنگی جوشید
و اکنون ما
در این...

مانند پیامبری که از قرن‌ها پیش
پرتش کنند در جهان ما
سرگردان بود در...

تک نگاری

شعرها

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

در باغ

در باغ

شاپور جورکش

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

فروغ فرخزاد

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی