شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در تار تنیده بر دهانم

...

در تار تنیده بر دهانم
گیر کرده‌ای.

بگو
کبریت‌ها
کدام تکه‌ی استخوانت را روی لبم دود می‌کنند
که هر چه پُک می‌زنم 
هوات
امانم نمی‌دهد.

رنگ از رخسارت بر می‌دارم و
به دیوارها می‌پاشم.

شرّابه‌ی کبودِ رگت
بر دریچه‌ها
دَوّار می‌رود.

از جای سُم جن 
روی ساق پات 
تا لا اِلهَ اِلّا لای اندامت
سیاه می‌خزم


بگو
زخم از کدام تکه‌ی تنت بلند می‌شود و
چراغ را روشن می‌کند 
که خواب پریده از دهانم
پروانه می‌شود؟
 

ندا حاتمی

تک نگاری

شعرها

 از گپ با درخت نارنج

از گپ با درخت نارنج

حامد پورشعبان

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

این حرف‌ها مناسبِ بَعد است

فرینوش عسگری

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس