شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اَبدانِ زُوج‌وفَرد

 

اِقامه‌یِ اَعداد
دَر اِنعِقادِ پِیکَرها؛

به ‌شَب که پَنج بود و سِپَنج،
به ‌شَب که تا سه‌تاره هَنوز
چهار قَمَر کَم بود.
شِگِفتا‌
دَر هَم‌ شِکَسته ‌است
اَبدانِ زُوج‌وفَرد،
گُفتی شِگِفتا.

حال
دَریغ می‌کُنی، اَز روزها 
که دَریغ
دَر اِنتِشارِ شَک، 
اِلتیامِ نَتَوانِستَن اَست و هَراس؛

ـ اَز جا، که بَرایِ تو
مَکانی نیست،
مَگَر هیچ‌گاه.


صَبرا، 
دیدی؟ دَر اِمتِداد
فَرَجی نیست،
ـ که اِمتِناع‌‌‌‌
بازخواستِ نَتَوانِستَن اَست و باز 
نَتَوانِستَن؛ 

که سِرایَت می‌کُنَد.


اینَک
بَر مَن بِبَخشایید،
اَگَر نَوازِشِ دَست‌هام
صِدایِ تَبَر می‌دَهَد.
(شَفاعَتی ـ
اِی پاسبانِ تَمامی‌ِ آب‌ها،
با ریشه‌ها.)
 

پوریا هدایتی‌فر

تک نگاری

شعرها

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

با دست چپ  گردن خروس بسوزد،  خانه‌ی شاعران جهان خط‌خطی‌ست

با دست چپ گردن خروس بسوزد، خانه‌ی شاعران جهان خط‌خطی‌ست

ابوالقاسم ایرانی

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری