شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ساچمه‌ها

با هر دو چشمم نگاهت می‌کردم

و تو پیراهنی بی‌گناه داشتی از سپید

شاید عروس می‌شدی در این عکس

بی اختیار گریه ام می‌گیرد

و دانه‌های گرد و فلزی می‌غلتند بر گونه‌هایم، آرام

می‌بینی "ساچمه‌ها" برای شعر زمخت‌اند

و مدام بیرون می‌ریزند

اما چه درد زیبای رمانتیکی

 

دست خودم نیست

دوست داشتم ببوسمت

و هنوز نگران خرس‌های قطبی باشیم

 

اما بر نگرد

حالا که یک هیولای ترسناکم

و حتی اشک‌های بی‌صدایم در خلوت این اتاق

پیراهنت را خونی می‌کنند.

 

فاضل گنجی

شعرها

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

محسن حسینی

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

مادر

مادر

حسن بهرامی

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی