شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رقص ماران

اکنون که رگ‌های من
ماران‌اند آرمیده
بر دست‌ها و گردن
برخیز تا برقصیم
رقص ماران زنگی را
در شبان مهتابی
که دست‌‌هایی نباشند
به آسمان
و جاری کنیم خون
در رگ‌های افسرده‌ی بارانِ
دشت‌ها و کشتزاران

ضیاء موحد

شعرها

چوار

چوار

احمد کریمی

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

پرنده گفت جهان در نگاه من زیباست -هنوز زیبا بود- 

پرنده گفت جهان در نگاه من زیباست -هنوز زیبا بود- 

غلامرضا طریقی

همه در این آینه حضور دارند

همه در این آینه حضور دارند

احمدرضا احمدی