شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرگی که زندگی می‌کند

بس نبود؟
پس بس نبود؟
جگری که در آوردم
سوختم و آویختم 
به گوشه گوشه 
گوشواره شدم
حلقه به ماه
حلقه به سال
از بيراهه راه زدم
از خاک به خاکستر 
از سرو به سایبان صنوبر 
از جیغ به جنگل دار 
بس نبود؟
پس بس نبود؟
ترس از سایه
سایه از آفتاب
تاب به تاب
عقربه در عقربه 
زمان از زمان خالی شدم 
بس نبود؟
پس بس نبود؟
آه ای کدورت روشن
مرگ من با چه زبانی دوستت بدارد؟
ای صاحب مرام
ای روح انتقام
ای شیرهای آزاد شده
از چاک‌ چاک شیری پستان‌هایم
با ماه و ماهی‌
شمع سوخته را چگونه می‌آویزی؟
پس عاشقانه‌ی این نعش
چگونه‌ باید می‌مرد؟
 

مریم حسین زاده

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

 کَلَکی در کار است

کَلَکی در کار است

روح‌ انگیز کراچی

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی