شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جنون

دوست داشتم پیش از انفجار بزرگ
جهان را می‌دیدم
به دیوانگی می‌رسیدم
به جنون
و شاعر می‌شدم
باور کن
می‌ارزید
دوست داشتم همین امروز
شعری کوتاه می‌نوشتم
در یک آن
و تو آن را هزار سال می‌خواندی
و هزار سال
لبخند می‌زدی
دوست داشتم دیگر نمی‌خوابیدم
پلک نمی‌زدم
و تا انفجاری دیگر
نگاهت می‌کردم
از پشت کهن‌ترین درخت عالم
مثل آدم
از بلندای بیستون
مثل فرهاد
و مثل عطار
از عالمی دیگر...
 

واهه آرمن

شعرها

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

سید حامد معراجی