شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مکاشفه

لابد روشنی یافته بودم
از عشق
آگاه شده بودم کمی
و کمی بیدار
شب 
چشم‌های زنی را دیدم
که چهره‌اش را
پشت سطرهای نانوشته‌ام پنهان کرده بود
تو نیز
در هیاهوی کوچه‌ها
نجوای تنها گنگ این شهر را شنیدی
از عشق روشنی یافته بودی لابد
آگاه شده بودی کمی
و کمی بیدار
 

واهه آرمن

تک نگاری

زبانِ کلکِ تو حافظ

زبانِ کلکِ تو حافظ

آنوشا نیک‌سرشت

شعرها

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

مهدی ریحانی

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

مهدی فرجی

تبانی

تبانی

رویا الفتی