شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فواره

دست می‌کشد به پای فرشته‌ها
آب خسته در ارتفاع نور

ـ بختت روشن
ای زاده‌ی تاریکی‌ها
همسایه‌ی سنگ‌ها
در گوش تو چه خوانده‌اند
که یک‌پا
ایستاده‌ای و 
می‌رقصی؟

ـ اگر بگویم
اگر که بگویم
بلند می‌شوی 
دامن ابرها را بگیری
ردِ نور و پرنده را ببوسی

ـ پایی ندارم ای آب
دستی ندارم ای آب

آب 
خم شد
کمان گرفت آب
تا به گوش خاک بگوید...
 

فریاد ناصری

تک نگاری

شعرها

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

اثمر ابراهیمی

برای خداحافظی اومدم

برای خداحافظی اومدم

حامد ابراهیم پور