شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فواره

دست می‌کشد به پای فرشته‌ها
آب خسته در ارتفاع نور

ـ بختت روشن
ای زاده‌ی تاریکی‌ها
همسایه‌ی سنگ‌ها
در گوش تو چه خوانده‌اند
که یک‌پا
ایستاده‌ای و 
می‌رقصی؟

ـ اگر بگویم
اگر که بگویم
بلند می‌شوی 
دامن ابرها را بگیری
ردِ نور و پرنده را ببوسی

ـ پایی ندارم ای آب
دستی ندارم ای آب

آب 
خم شد
کمان گرفت آب
تا به گوش خاک بگوید...
 

فریاد ناصری

تک نگاری

سلام نازنین

سلام نازنین

نگار اسکندرفر

نقش کتیبه ها

نقش کتیبه ها

ساتیار فرج زاده

شعرها

كازابلانكا‌(2)

كازابلانكا‌(2)

محمود بهرامی

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس