شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

با خود زنی آوردم از آمیزه‌ی اجساد

با خود زنی آوردم از آمیزه‌ی اجساد
با استخوانِ آب‌‌ و‌ خاک و روح آتش‌باد
یک زن که جانش خانه‌ی مرتاض‌ها بوده
از ساحت تن‌وار‌گی و پیلگی آزاد
یا قرن‌های پیش شاید راهبی بوده
که گوشه‌ی دیر خرابی رفته است از یاد
یا در صدایش کولیانی خسته می‌مویند
یا بر لبش دارند ایل نی‌زنان فریاد
با خود زنی از مشت‌ خاکی تازه آوردم
که با پری‌رودان و جنگل‌‌دیوها همزاد
بیش از چهل عصر است‌ دارد می‌دمد در من
این شعله‌ور اندوهِ با افسانه مادرزاد
با خود زنی آورده‌ام تنها و در کثرت
انبوهی از زن‌های غمگین و زنانِ شاد

سیده تکتم حسینی

شعرها

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

محمد انتظاری

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی