شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خانه‌ی مادری

با چادر و روبنده، بی این یک و بی آن، من

با گیسوی پوشیده، با زلف پریشان، من

یک صف صف سربازان، یک سمت نظربازان

آن سوی خیابان: من، این سوی خیابان: من

ای تیر رها در باد! هر سمت که چرخیدی

یادت نرود هستم در جمع شهیدان، من

ای تیر رها در باد! هرجا که جوان دیدی

یک لحظه توقف کن، زنده است در آن «جان»، من

من، این وطن خسته، این خاک زبان بسته

یک سمت دل خون: من، یک سمت غم نان: من

 

بگذار تفنگ و سنگ، از جنگ چه شد جز جنگ؟

دلتنگ توام دلتنگ، من، مادرت ایران، من

مصطفی توفیقی

تک نگاری

شعرها

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

فرزانه میرزاخانی