شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آه اگر وا کنی آغوش و پناهم باشی

...

آه اگر وا کنی آغوش و پناهم باشی

میشود خاتمه ی این همه آهم باشی

 

دوزخ و بوسه ی تو ، هر دو مرا خواهد سوخت

وَ سزاوارم... اگر که تو گناهم باشی

 

شانه ات دشت! اگر ابر شدم ، می خواهم

میزبان من و باران نگاهم باشی

 

من پر از پرسشم و خنده ات استدلالی ست_

تا خودت فلسفه ی عمر تباهم باشی

 

باز کبریت بکش! عشق همین است که : تو

هم بسوزانی و هم روشنِ راهم باشی

 

مثل یک آینه ، در من تو نمایان شده ای

فکر کن برکه شدم بلکه تو ماهم باشی

علیرضا میرزایی

تک نگاری

محصول زحمت حسنعلیجعفر

محصول زحمت حسنعلیجعفر

سیلویا سلمانپور

احضار روح زبان در قامت کلمه

احضار روح زبان در قامت کلمه

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

گاز

گاز

مجتبی ویسی

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

لیلا ساتر

نفیسه قانیان

ویدئو

خیمه شب باز

خیمه شب باز

سعدی گل‌بیانی