شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چه زیبایی غمگینی را به دوش می‌کشی

"به خواهرم که پیوسته نگران جنگل‌هاست، به سولماز که مهربانی‌اش مرز و بومی نمی‌شناسد، او که سخاوت دستانش جهانی را ایمن می‌کند."

 

چه زیبایی غمگینی را به دوش می‌کشی

ماهِ بزرگِ خانه!

تو وارث پریشانی تمام مادران جهانی

خیره بر تولدها و مرگ‌ها

 

اما هرگز جمعیت جنگل‌ها کاهش نمی‌یابد

تا وقتی که اینچنین بر شانه‌های تو

درخت سبز می‌شود

تا وقتی که اینچنین شاخه‌های باریک

از گیسوان تو بالا می‌روند.

سحر مهندسی‌نمین

تک نگاری

شعرها

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک