شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چه زیبایی غمگینی را به دوش می‌کشی

"به خواهرم که پیوسته نگران جنگل‌هاست، به سولماز که مهربانی‌اش مرز و بومی نمی‌شناسد، او که سخاوت دستانش جهانی را ایمن می‌کند."

 

چه زیبایی غمگینی را به دوش می‌کشی

ماهِ بزرگِ خانه!

تو وارث پریشانی تمام مادران جهانی

خیره بر تولدها و مرگ‌ها

 

اما هرگز جمعیت جنگل‌ها کاهش نمی‌یابد

تا وقتی که اینچنین بر شانه‌های تو

درخت سبز می‌شود

تا وقتی که اینچنین شاخه‌های باریک

از گیسوان تو بالا می‌روند.

سحر مهندسی‌نمین

تک نگاری

شعرها

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور

می‌آیی 

می‌آیی 

م. مؤید

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

شاید

شاید

مهدی مهدوی