شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چه زیبایی غمگینی را به دوش می‌کشی

"به خواهرم که پیوسته نگران جنگل‌هاست، به سولماز که مهربانی‌اش مرز و بومی نمی‌شناسد، او که سخاوت دستانش جهانی را ایمن می‌کند."

 

چه زیبایی غمگینی را به دوش می‌کشی

ماهِ بزرگِ خانه!

تو وارث پریشانی تمام مادران جهانی

خیره بر تولدها و مرگ‌ها

 

اما هرگز جمعیت جنگل‌ها کاهش نمی‌یابد

تا وقتی که اینچنین بر شانه‌های تو

درخت سبز می‌شود

تا وقتی که اینچنین شاخه‌های باریک

از گیسوان تو بالا می‌روند.

سحر مهندسی‌نمین

تک نگاری

شعرها

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی

مالیخولیا

مالیخولیا

هادی میرزانژاد موحد