شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

بیداری را به هی هی چوپان‌ها دادند
پیش از سحرخیزی...

این کوزه چو من سپاس‌ها می‌فرمود
عاشق شد و التماس‌ها می‌فرمود
...

درگيرِ تناقضاتِ حالي، شاعر
دارنده‌ي جيب‌هاي خالي، شاعر
در خلوتِ غارخود...

از آن‌همه اضطراب بیرون آمد
فارغ شد و از کتاب بیرون آمد
گوساله برای...

شعرها

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

محسن حسینی

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد