شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

برای من

...

برای من
چراغ باش
یک نور گاه و بیگاه
اصلاً نمان
رسمت نماندن باشد
با مردانی بی‌مرام
راحت می‌توان دل‌باخت
می‌توان برای نبودنشان جشن گرفت
برای بودنشان آفتاب شد
برای من
تو یک تیغه‌ی نور باش
افتاده بر شاهرگم
خیال چکیدن دارم
خیال ریختن از ابتدا دارم
باید پاهای رفتنی‌ات را از نو بفهمم
 

لادن نیک‌نام

شعرها

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو