شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

شروع روز به پای پنجره می‌رسد
از دهان همین سگی که پارس می‌کند...

 

از هر طرف ماجرا که بازگردم
شبیه پرنده‌ای بریده از جراید...

 

منم 
گلوله‌ای خشمگین در گلوی طپانچه‌ی سردار
...

 

نمی‌دانم در کنار تو با چه چیزی مواجهم
درست وسط اتفاق...

 

شیر بیشه‌ام به شکار غم
خیزران شکسته در گلوی ماه
لشکر پری...

جنازه‌ای که در چشم راستم خوابیده
کهکشان بی‌نام است
جن جادو...

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

شیوه عبدالهی

پیشواز

پیشواز

محمد رضا روزبه

ویدئو