شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گفتی : " فردا "

...

گفتی : " فردا " .

 

چه خوب است

که هرگز نخواهد آمد

یک پیاله‌ی دیگر از این تاریکی بریز

و فاصله بگیر

 

من دیگر بار

از دهان خودم زاده می‌شوم

لیز می‌خورم

تا پای کوه‌های شناور یخ

 

من سنگواره‌ی دیالوگ‌های ناقصم

بند نافم را پاره می‌کنم

بلند می‌شوم

هیچ جا نمی‌روم

کت و شلوار تو را می‌پوشم

همه‌ی روزها بعد از "فردا " سردترند

 

آتش را دوباره کشف خواهم کرد

یک پیاله‌ی دیگر تاریکی بریز

آسمان اورعی

تک نگاری

شعرها

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

چهارراهِ نظر...

چهارراهِ نظر...

مجتبی دهقان

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

مظاهر شهامت

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

به دور جای دوشیزه‌ی روشنی

محمود جعفری دهقی