شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

قطره‌ی بیستم

پاشم به زندگی ادامه دهم 
توی این دنیای...

در تاریکی اتاق، من سه نفرم
و با جسدم که در رودخانه‌ی اتاق رها شده، هزارویک...

بر آستان آسیمه‌ها چه می‌توانم کرد‌؟
وقتی عادت‌، برف...

دیدمش
در برهوت تنهایی و بهت‌، دیدمش
و محو پیچک اثیری‌اش شدم
...

تک نگاری

شعرها

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

سه شعر از میثم مهر نیا

سه شعر از میثم مهر نیا

میثم مهرنیا

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس