شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

قطره‌ی بیستم

پاشم به زندگی ادامه دهم 
توی این دنیای...

در تاریکی اتاق، من سه نفرم
و با جسدم که در رودخانه‌ی اتاق رها شده، هزارویک...

بر آستان آسیمه‌ها چه می‌توانم کرد‌؟
وقتی عادت‌، برف...

دیدمش
در برهوت تنهایی و بهت‌، دیدمش
و محو پیچک اثیری‌اش شدم
...

شعرها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان