شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به کی قسم بدهد تا که بی‌خیال شوند
جماعت جسد‌آلودِ سر به سر فاسد
که مثل...

باغِ گیلاس توی مشتش بود، سهم می‌برد از جهان، پسرک
دختر میزبان تعارف بود، سرخ...

... دستی بکش به جامِ جهان‌بین
جادوگرِ نشسته به جارو
آینده را بگو و...

بی‌شرف های دور من: بسیار
دیگرانی که با شرف: اندک
تا کمر داخل توام،...

بدون وقفه دویدن       لهیدن و نرسیدن 
به ضربِ زورچپیدن  ...

به جرم شانس نیاوردن    به زورپنجه‌ی تقدیرت 
نشد که...

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من
جای تو نیست کوچه- خیابانِ‌...

تک نگاری

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی