شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کتان در دوکدان

...

کتان در دوکدان
گنجشک بر ترقوه بگذارم
و لالا شوم
کودکان خیزرانی‌ام را
در دوشش ماه

با یکی دست‌هام چپان و دیگری گهواره
چطور هسته‌ی شفتالو را از چشمم درآورم و در چین پیشانی پدر بکارم؟

بادها بی‌جنبش‌اند
و صورت‌های بی‌دهان
از تنبور برمی‌خیزند
صدایم را با سیم و تفنگ گره می‌کنم
و چَک‌چَکِ2 زنانِ بیرون‌ریخته از یخن را
در باران شینه گم...
که زرادخانه‌ای‌ست در گلویم
و این آوای مشبک
از تلاقی گلوله‌هاست

بوی ا‌َنجرک می‌آید؟
یا برادر باریک بینم از مرز؟
یا سایه‌ی قشلاق و اژدر در هم آمیخته؟
در خوابِ خواب‌برده‌ی کودکان را
بخوابانم عصر
بریزم لاژورد در پاتیل
استخوان جهود، پوتین عکسر
و کُرک سلطان3 که اَلو نگیرد دل مادر

بشویم وطن را
چون پیراهنی

کو چهار اسبه‌ی ساحره بر آب‌ها؟

پی‌نوشت:
2. یخن: یقه
3. کرک سلطان: نوعی آلو

مایرام تکیه‌ای

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

درخت زندگی 44

درخت زندگی 44

علی ثباتی

در باغ

در باغ

شاپور جورکش