شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گاهی می‌ترسم

گاهی می‌ترسم

و سکه‌ی قدیمی آن‌قدر روی میز می‌چرخد

که نور از ستاره 

و مدار از منظومه گم می‌شود

 

دوزخ باید همین‌جا باشد

سر بر زانوی زیستنی عاریه

گلو در حرارت رویا

و دقایقی که عبورم را نشخوار می‌کنند

 

اگر نترسم 

حباب زندگی را خواهم ترکاند.

 

 می‌ترسم  اما

مبادا که در تکه‌های بلورینش

سر از ژرفای خویش برآورم

خویشتنی تاریک‌تر از نیاکانم

گُم در برهوت گزاره‌های متعفنی

که از ساقه‌های هذیان

رد خون می‌شویند.

 

می‌ترسم هنوز

و زنی در آستین باد شیون می‌کند

زنی با بوی مرغان دریایی

که هرشب

چند بچه ستاره‌ی گم شده را

 به آسمان کوک می‌‌کند.

کوثر شیخ‌نجدی

شعرها

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

مریم حسین‌زاده

ویدئو

و به نام عزرائیل

و به نام عزرائیل

افروز كاظم زاده

شعرخوانی مریم جعفری آذرمانی

شعرخوانی مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری‌آذرمانی