شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چهارپایه گوشه‌ای تنها ایستاده

 ...

چهارپایه گوشه‌ای تنها ایستاده به طناب زل می‌زند

 طناب کشان کشان خود را می‌رساند

 قرار است سقف خودش خراب شود

بی حلقه،

 بی آویز،

 به گلوی پاره شده

احتمال زیر زمین می‌دهد مرگ

 قلمو گره موهایش را دانه دانه باز می‌کند

 چهار پایه ایستاده منتظر است.

 رورانس رنگ‌ها بر روی صحنه

 مرگ کشیده می‌شود

ندا معمار کرمانی

تک نگاری

شعرها

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

این روزها،

این روزها،

ابراهیم کارگرنژاد

مترسک

مترسک

میرحسین نونچی