شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

او هرگز چاپ نمی‌شود.

او هرگز چاپ نمی‌شود.

 

در آسمان شعرها

تکّه‌ای پنجره است

که گم شده است

بعضی چیزها هیچ وقت پیدا نمی‌شوند.

 

 شعر به رگ‌های برگ می‌چسبد

پر می‌کشد به پرنده‌ها

 به دهان

و در گلو قفل می‌شود.

 

کاش همه را می‌شد نوشت

و برایت فرستاد!

حالا به شکلِ تو بر می‌گردم

به قابِ خاموش تو.

من شعرها را دوست دارم

اما تو را _ تو را بیشتر.

سیدمرتضی کاظمی

تک نگاری

شعرها

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

تراپی

تراپی

شقایق شاهرودی‌زاده

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده