شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

او هرگز چاپ نمی‌شود.

او هرگز چاپ نمی‌شود.

 

در آسمان شعرها

تکّه‌ای پنجره است

که گم شده است

بعضی چیزها هیچ وقت پیدا نمی‌شوند.

 

 شعر به رگ‌های برگ می‌چسبد

پر می‌کشد به پرنده‌ها

 به دهان

و در گلو قفل می‌شود.

 

کاش همه را می‌شد نوشت

و برایت فرستاد!

حالا به شکلِ تو بر می‌گردم

به قابِ خاموش تو.

من شعرها را دوست دارم

اما تو را _ تو را بیشتر.

سیدمرتضی کاظمی

شعرها

با چند خواب نصفه‌نیمه

با چند خواب نصفه‌نیمه

بهزاد خواجات

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی