شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گفتم: برای زخم‌زدن

...

گفتم: برای زخم‌زدن حتماً لازم نیست از عبور قاصدکی ناقص از کنارِ پنجره کمک بگیری
بیا کنارم بنشین
هزار راه واقعی یاد می‌گیری که زخم بزنی
منظورم دقیقاً زخم است
نه این حادثه‌ی خنده‌داری که خوردن قاصدک به پنجره نام دارد
وقتی پنجره بسته است
گفت: از منظر قاصدک هم هین‌قدر زخم راحت است؟
من داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم
گفتم: من داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم
گفت: من هم داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم

حبیب موسوی بی‌بالانی

شعرها

پیش‌تر‌ها

پیش‌تر‌ها

نسرین بشردوست

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

مظاهر شهامت

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس