شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گفتم: برای زخم‌زدن

...

گفتم: برای زخم‌زدن حتماً لازم نیست از عبور قاصدکی ناقص از کنارِ پنجره کمک بگیری
بیا کنارم بنشین
هزار راه واقعی یاد می‌گیری که زخم بزنی
منظورم دقیقاً زخم است
نه این حادثه‌ی خنده‌داری که خوردن قاصدک به پنجره نام دارد
وقتی پنجره بسته است
گفت: از منظر قاصدک هم هین‌قدر زخم راحت است؟
من داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم
گفتم: من داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم
گفت: من هم داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم

حبیب موسوی بی‌بالانی

تک نگاری

شاعر مادرزاد

شاعر مادرزاد

محمد حسین بهرامیان

شعرها

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی