شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گفتم: برای زخم‌زدن

...

گفتم: برای زخم‌زدن حتماً لازم نیست از عبور قاصدکی ناقص از کنارِ پنجره کمک بگیری
بیا کنارم بنشین
هزار راه واقعی یاد می‌گیری که زخم بزنی
منظورم دقیقاً زخم است
نه این حادثه‌ی خنده‌داری که خوردن قاصدک به پنجره نام دارد
وقتی پنجره بسته است
گفت: از منظر قاصدک هم هین‌قدر زخم راحت است؟
من داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم
گفتم: من داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم
گفت: من هم داشتم به زخم شلاق فکر می‌کردم

حبیب موسوی بی‌بالانی

شعرها

با دست چپ  گردن خروس بسوزد،  خانه‌ی شاعران جهان خط‌خطی‌ست

با دست چپ گردن خروس بسوزد، خانه‌ی شاعران جهان خط‌خطی‌ست

ابوالقاسم ایرانی

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

ئەو ئەستێرانەی شان لە گوڵی کراسەکەم ئەدەن...!

شیوه عبدالهی

دو شعر ازفریبا الله وردی

دو شعر ازفریبا الله وردی

فریبا اله وردی زاده

 از گپ با درخت نارنج

از گپ با درخت نارنج

حامد پورشعبان