شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اگر پرنده‌ی این حرف‌ها اجازه می‌داد،

...

اگر پرنده‌ی این حرف‌ها اجازه می‌داد،
حوصله‌ی خواب‌های تو را سر می‌کشیدم
اگرچه هیچ‌وقت از ادامه‌ی خوابِ دیگران خیر ندیده‌ام
ولی مادرم می‌گفت:
وقتی زنی را دوست داری
درست نیست اجازه بدهی ادامه‌ی خوابش حرام شود
خیلی هم پیچییده نیست
من دلم تنگ می‌شود
پلک چشم چپم می‌پرد
خوابم نمی‌برد
اتاق مثل زخم‌های قدیمیِ یک جذامِ خیس به خوردنِ لبخندهای من چشم دوخته است
و آینه تنها آدمی را که بیش‌ترِ روزها می‌بینم در خودش نگه داشته است
وسطِ این‌همه دردسر
پرنده‌ی این حرف‌ها هم آمد و اجازه نداد حوصله‌ی خواب‌های تو را سر بکشم

حبیب موسوی بی‌بالانی

شعرها

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

ویدئو

میوه های ملال

میوه های ملال

یدالله رویایی