شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هم آرام جانم می‌رود

از مجموعه‌ی «رسالة فی ماهیة العشق» است
 

...

هم آرام جانم می‌رود
هم دلم از اون دلای قدیمیه، از اون دلا
هم نامهربونی

اما دیگه تموم شد
از کفم رها شد قرارِ دل
باشد از لعل تو یک بوسه تمنــ
تمنای دلم
وستي إیمشب بأیم دریا کیناران
هلل یوس هِل یوسه

کی آیی به برم؟
عزیز دلم، بت چگلم، نازنین چمن؟

من به دوش یار زیب و زیورم
من می‌خوام یه دسته‌گل به آب بدم
من ریشه‌ی این خاکم
من عاشقم بر گلی بی‌‌خزان، ‌خواهمش جاودان
من همان اشک سرد آسمانم
دل من رای تو دارد
دلم را بی‌خبر می‌بری
می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد
کجا می‌ری فلونی؟
ایپچه بئس رنجه نۊکۊن جانأ

من خود به چشم خویشتن
دیدم که جانم می‌رود
فقط آرزوم همینه
که تو از سفر بیایی

تو را خدا نگه دار
ترأ گومأ میرزأ کوچی خانا
ایلک باهار گلدی، دورنالار گلدی
تکجه سن گلیپ چیخمادین
هاردا گالمیسان؟
 

غزل مصدق

شعرها

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

 جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

بابک دولتی

سیمای تاکستان‌ها

سیمای تاکستان‌ها

غلامحسین چهکندی‌نژاد