شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مانیفست

پنجره‌ی اتاق کارم
به کوهستان باز می‌شود
و میزتحریرم
صبح‌ها غرقِ شبنم است
با هر کلمه‌ای که می‌نویسم           
اسبی به رودخانه می‌زند
با هر سطرم
بارانی هوا را پاکیزه می‌کند
گاه در خیالاتم
آن‌قدر از آبادی دور می‌شوم
که فقط
همهمه‌ی آبشار را می‌شنوم
مانیفست من
پل‌های روی در‌ّه‌اند
که می‌گویند
شاعر در نهایت تنهاست.

مانا آقایی

شعرها

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

حسن زینلی مقدم

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

رستاخیز

رستاخیز

شقایق شاهرودی‌زاده

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور