شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مانیفست

پنجره‌ی اتاق کارم
به کوهستان باز می‌شود
و میزتحریرم
صبح‌ها غرقِ شبنم است
با هر کلمه‌ای که می‌نویسم           
اسبی به رودخانه می‌زند
با هر سطرم
بارانی هوا را پاکیزه می‌کند
گاه در خیالاتم
آن‌قدر از آبادی دور می‌شوم
که فقط
همهمه‌ی آبشار را می‌شنوم
مانیفست من
پل‌های روی در‌ّه‌اند
که می‌گویند
شاعر در نهایت تنهاست.

مانا آقایی

شعرها

پرنده گفت جهان در نگاه من زیباست -هنوز زیبا بود- 

پرنده گفت جهان در نگاه من زیباست -هنوز زیبا بود- 

غلامرضا طریقی

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی