شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بعد از تو

...

بعد از تو
تاریخِ کلمات
جمله
در قلبِ من 
فشرده شد
بچرخان پنجه را
چون صیادی خیره به استخوانِ صید
تا کهکشان
پُر از اوراد گردد.
من
مَحرمِ مجلسِ تو
با هزار جفت نگاه حرام
اکنون
همایِ فتاده‌ی دشت‌ها
هوا به حنجره می‌چرخانم و
مجلسِ تو
به قهقهه
با هزارویک جفت چشمِ حرام
می‌شد.

ـ خیال
حنجره‌ی خون‌آلود است
خنجری که مقتول
به دست دارد.

بهنود بهادری

تک نگاری

سلام نازنین

سلام نازنین

نگار اسکندرفر

در من هزار آهوی تشنه

در من هزار آهوی تشنه

آنوشا نیک سرشت

شعرها

در میانه‌ی راه

در میانه‌ی راه

امید نیکبخت

پیش‌تر‌ها

پیش‌تر‌ها

نسرین بشردوست

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی