شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بعد از تو

...

بعد از تو
تاریخِ کلمات
جمله
در قلبِ من 
فشرده شد
بچرخان پنجه را
چون صیادی خیره به استخوانِ صید
تا کهکشان
پُر از اوراد گردد.
من
مَحرمِ مجلسِ تو
با هزار جفت نگاه حرام
اکنون
همایِ فتاده‌ی دشت‌ها
هوا به حنجره می‌چرخانم و
مجلسِ تو
به قهقهه
با هزارویک جفت چشمِ حرام
می‌شد.

ـ خیال
حنجره‌ی خون‌آلود است
خنجری که مقتول
به دست دارد.

بهنود بهادری

شعرها

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

می‌آیی 

می‌آیی 

م. مؤید

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک

یک اعلان عمومی برای تذکر دوباره

یک اعلان عمومی برای تذکر دوباره

سردار شمس‌آوری