شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بعد از تو

...

بعد از تو
تاریخِ کلمات
جمله
در قلبِ من 
فشرده شد
بچرخان پنجه را
چون صیادی خیره به استخوانِ صید
تا کهکشان
پُر از اوراد گردد.
من
مَحرمِ مجلسِ تو
با هزار جفت نگاه حرام
اکنون
همایِ فتاده‌ی دشت‌ها
هوا به حنجره می‌چرخانم و
مجلسِ تو
به قهقهه
با هزارویک جفت چشمِ حرام
می‌شد.

ـ خیال
حنجره‌ی خون‌آلود است
خنجری که مقتول
به دست دارد.

بهنود بهادری

شعرها

سه شعر از میثم مهر نیا

سه شعر از میثم مهر نیا

میثم مهرنیا

برمانم ازین چریدنِ امن

برمانم ازین چریدنِ امن

راضیه بهرامی‌خشنود

سیم‌های یک بمب ساعتی

سیم‌های یک بمب ساعتی

گروس عبدالملکیان

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی