شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جراحت اين چشم‌ها روبه‌روی آينه

...

«جراحت اين چشم‌ها روبه‌روی آينه»:

قد می‌كشم و 
پای راستم در جای هميشگی‌اش لنگ می‌زند

بلند می‌شوم كه بپرم 
سرم به بادبان‌های بی‌رعشه می‌خورد و
موهايم را آويزان می‌كند 

برمی‌گردم كه اين‌همه را ببينم
اما جانور
 در دستانم گرهی كور می‌زند

صدا می‌گويد: اگر به اين مار نگاه كنی باقیِ مسير چرخش خورشيد است و مراسم ترتيل در عشای ربانی

اما انتهای مسير دری‌ست كه با اولين طلوع خورشيد زنگار می‌بندد
 

علیرضا سردشتی

شعرها

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

شاپور جورکش

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور

ویدئو