شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

باید راوی را عوض کنید 

...

باید راوی را عوض کنید 
یا حرف اضافه را
بیاورید یا بردارید 
اول یا آخر
فرق می‌کند دیدن آدمی که سقوط کرد از کوه
با آدمی که کوه از او 

این جمله یک‌راست رفته ایستاده به تماشای خون
باید فعلش را آورد اول 
خونِ تکراری ملال آور است

اما این‌که شب خودش پیراهنی سیاه باشد
یا نه،
 تنی که پیراهنی سیاه بر خود انداخته
فرق ندارد
وقتی ساده نیست 
فهم ساعت ۳ بامداد،
یا ریختن
مثل گریه که مثلش را باید برداشت
گریه گریه است و به هیچ‌چیز نمی‌ماند
یا هر چیز دیگر که نمی‌ماند به دیگری
زمخت مثل ترک‌های دست و 
زخم
 
باید راوی را عوض کنید
و از اول شخصاً بگویید 
کوه را چگونه می‌بینید

علیرضا عباسی

تک نگاری

شعرها

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

اقبال معتضدی

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف