شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این‌جا  کجای جهان است؟

 

فردا که کارگاه ذوب فلزات
دوباره کوره‌هایش را
روشن کند
در قلب کودکان جهان
معنای مشق هر شبه چیزی نیست
جز شعله‌های سرکش آتش
 در بارگاه قدسی شیطان که خاک را
 با ذات آب‌های روان 
بیگانه می‌کند
غولی پریده‌رنگ
در کوچه‌های شهر می‌گردد
به مردمان
مشق شبانه کشتن خورشید می‌دهد
درچرخ‌دستی‌اش 
پسماند فکرهای وازده بسیار است
می‌پرسم از سپور محله:
این‌جا کجای جهان است؟
لبخند می‌زند
و در غبار
جاروی دسته‌بلندش
فرونشست عاطفه‌ها را
بر خاک می‌کشد.

هر شب کنار سوسوی سرد ستارگان
یخ می‌زند 
سیماب چهره‌ی فرزانگان شهر
و من میان این‌همه زنجیر
 دنبال حلقه‌های گمشده می‌گردم.
 

محمدعلی شاکری‌یکتا

تک نگاری

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق

شعرها

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

با چند خواب نصفه‌نیمه

با چند خواب نصفه‌نیمه

بهزاد خواجات

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری